آترین عزیزمونآترین عزیزمون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

... پرنسس ما

مروارید دار شدن آترین جونی . . .

تلق ، تلق ....                           اگه گفتی صدای چیه؟؟؟؟                                                                      صدای مرواریدای خوشگله آتــــــــریــــــــــــــن عسلیه مامانش   &...
28 خرداد 1393

ماه نهم آترین به روایت تصویر . . .

اول - سلام به روی ماه شما خانومی خوشگل و خوش اخلاق خودم دوم - مامانی خیلی خیلی شرمنده ی شما و وجدانش شده که انقدر دیر اومده سراغ وبلاگ عزیز دلش. ( به خدا همش گیر خودت و بابابهنام تنبل و این زندگیه .... هستم ) سوم - خیلی خلاصه و کلی بگم عاشقتم، میمیرم برات، عزیزترین منی. البته این آخری رو با بابا بهنام شریکی. هنوز نمیدونم و نمیتونم بگم کدومتون رو بیشتر دوست دارم......... چهارم - یه دختر دارم مثل ماه، فرشته، دوست داشتنی، خوردنی. میگی نه، ببین حالشو ببر   دخترم عاشق نانای و انواع آلت های موسیقی تشریف داره. از دف و ساز دهنی و تنبک گرفته تا تار و تنبور و ویالون فعلا همین یه دونه عکس موجود بود    نمیدونم این ک...
25 خرداد 1393

بدترین لحظه های عمرم . . .

خدایا با تمام وجودم ازت میخوام هیچ پدر و مادری درد و ناراحتیه نی نی اش رو نبینه . . . خیلی سخته خیلی..................... یه روز صبح بهاری با کلی حس های بد شروع شد؛ چون شب قبل دیر وقت از مراسم هفتمین روز فوت علی دایی برگشتیم(خدا رحمتشون کنه) هممون حسابی خسته و کسل بودیم. بابا بهنام که رفت شرکت من خیلی کلافه بودم تو رو گذاشتم پیش مامان زهره و باباهادی تا ساک های سفر رو باز کنم و به خونه برسم. بعد از یکی دو ساعت مامان زهره میگفت آترین چرا بی حاله و خوب بازی نمیکنه،اما من رو حساب بدخوابی و خستگی شب قبل گذاشتم و دقت نکردم. دم دمای ظهر بود موقع شیر دادن بهت احساس کردم تو از من داغ تری و لبات قزمز شده سریع با دماسنج دمای بدنت رو گرفتم 38 بود...
1 خرداد 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ... پرنسس ما می باشد